أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

511

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

نغزك : در ابياتى از قدما كه در آن « چشم » و « خشم » را قافيه كرده‌اند ، ( ظ . ) ، برين بنياد ، چه حرف يكم هر دو كلمهء قافيه به زير خوانده شود و چه به زبر ، قافيت و معنا درست مىآيد . ( البتّه بحث ما لزوما در سازگارى تلفّظ با تلفّظ قدما نيست ، تا اين بحث به ميان آيد كه آيا پيشينگان نيز « چشم » را هم به زير و هم به زبر مىخوانده‌اند ؟ ) . ( 989 ) 55 / 19 « مىخايند » . « خاييدن » : جاويدن ، جويدن ، به دندان نرم كردن . ( فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) . « انگشت خاييدن بر كسى » در فارسى كنايه از « پشيمان شدن ، افسوس و حسرت خوردن ، متحيّر گشتن » دانسته شده ( نگر : فرهنگنامهء شعري ، ذيل « انگشت خاييدن » ) . گويا در اين بيت شيخ اجل : « رقيب انگشت مىخايد كه سعدى چشم برهم نه مترس اى باغبان از گل كه مىبينم نمىچينم » ( فرهنگنامهء شعري ، ج 1 ، ص 175 ) . - چنان كه در متن ما - هم « تحسّر » و هم « خشم » در كارست . مصنّف - قدّس سرّه - در بلابل القلاقل ( دستنوشت ، رويهء 20 - بنا بر شماره گذارى عكس ما ) مطلبى ايضاحى دارد كه نقلش سودمندست : « . . . از غايت تحسر سر انگشت إبهام از خشم مؤمنان در دندان مىگرفتند ، چنانك در عرف از غلبهء خشم گويند : فلان انگشت بر تو مىخايذ ، يعنى : اگر بر تو دست يابذ با تو چها كنذ ! » . ( 990 ) 55 / 20 « الارّم » . در دستنوشت : « الارمّ » . ضبط ما را سنج با : المعجم الوسيط ، ج 1 ، ص 15 ، ذيل « الأرّم » ؛ و : ترتيب كتاب العين ، ج 1 ، ص 78 . ( 991 ) 55 / 22 « إذا رأونى . . . » . اين بيت در مجمع البيان ( ج 2 ، ص 821 ) و تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - على اللّه مقامه - ( چ شعرانى ، ج 3 ، ص 164 ) آمده است . « عضّوا » در دستنوشت ما نيست ؛ ازين دو مأخذ برگرفتيمش . شادروان علّامه آية اللّه شعرانى - قدّس سرّه - در حاشيهء اين بيت - در تفسير شيخ ابو الفتوح ، طاب ثراه - ترجمهء آن را چنين آورده است : « هر گاه مرا بينند أطراف إبهام را از خشم بگزند ، خداوند ناكامى آنها را دراز گرداند » . در بحث مربوط به آيت 119 در الكشّاف اين بيت نيامده است ، لكن بيتي آمده كه در آن صحبت از « عضّ الأباهم » رفته و در حاشيه‌اش مىخوانيم : « . . . و أطلق الأباهم و أراد مطلق الأصابع مجازا مرسلا ؛ لأنّه لا داعى للتخصيص المخالف للواقع عادة ، و يحتمل أنّها حقيقة » ( ج 1 ، ص 407 ) . بنا بر اين در بيت منقول در دقائق التّأويل و مجمع و تفسير شيخ هم مىتوان در ترجمه « مطلق الأصابع » را لحاظ كرد . و اللّه سبحانه و تعالى أعلم و علمه أتمّ و أحكم . ( 992 ) 55 / 23 « واحدى » . على بن احمد واحدى نيشابورى از دانشيان سدهء پنجم هجرى است . نزد ابو الفضل عروضى و ابو